آنقدر می نویسم تا دنیا قبول کند نویسنده ام :)

۱۸۲ مطلب با موضوع «دلنوشته» ثبت شده است

يكشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۷، ۰۹:۴۸ ب.ظ paradox
آرامش را آرام میکنیم

آرامش را آرام میکنیم

گاهی میشود دست های آرامش را گرفت ، او را به آغوش کشید و زیر گوشش لالایی باران را زمزمه کرد
بالاخره او هم گاهی خسته می شود ... گاهی دلش میگیرد ، گاهی مواج می شود !

+ بهترین جمله ای که تا به حال خوانده اید را نام ببرید (۳ نمره !! )

۳۰ دی ۹۷ ، ۲۱:۴۸ ۰ گپ خودمونی درسته ۸ نچ !! ۰
paradox
شنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۷، ۱۱:۰۹ ب.ظ paradox
از نگاه من ....

از نگاه من ....

تیک تاک ساعت خبر از گذشتن ماه دی می دهد ..





ماهی که با تمام سردی هایش ، با تمام شادی ها و غم هایش گذشت

خیلی هایمان روزهایش را با نوشیدن چای کنار یار یا رفتن به خانه ی خاله جان و خوردن آش دسته جمعی گذراندیم




خیلی هایمان ، در فراق یک دوست ، روی شیشه ی بخار گرفته ، غزل حافظ نوشتیم و بعضی هامان نامه های خاک خورده ای را که سالها پیش دریافت کرده بودیم مرور کردیم ...




خلاصه به هر شکلی که بود،  دی ماه یک هزار و سیصد و‌نود و هفت را جزئی از گذشته ی مان ثبت کردیم و این ماه رفته رفته زیر خروارها​ خاطره  و خروارها برف و باران پنهان خواهد شد ...



امیدوارم دی ماهتان سرد  ، دلتان گرم و کامتان شیرین بوده باشد و پسرک لاغر مردنی سال برایتان خاطره های خوشی به جا گذاشته باشد ....


+ یک خلاصه از دی ماهتان می گویید ؟ :) 

۲۹ دی ۹۷ ، ۲۳:۰۹ ۸ گپ خودمونی درسته ۷ نچ !! ۰
paradox
جمعه, ۲۸ دی ۱۳۹۷، ۰۶:۴۰ ب.ظ paradox
واقعیت های خیالی :)

واقعیت های خیالی :)

­_ واقعا نمی شود به زمان بگوییم بایستد تا ما کارهایمان را سر و سامان دهیم ، حرف هایمان را بزنیم ، متن هایمان را بنویسیم و میزهایمان را مرتب کنیم ؟!

_ نه !

_ صحیح !!!

 

 

 

+ مجموعه درگیری های من و ذهن ! :))

+ من که دلم برای ذهنم تنگ شده بود . شما چطور ؟؟


۲۸ دی ۹۷ ، ۱۸:۴۰ ۹ گپ خودمونی درسته ۱۱ نچ !! ۰
paradox
پنجشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۷، ۱۰:۰۷ ب.ظ paradox
دخترانی که طرح لبخند دنیایند :)

دخترانی که طرح لبخند دنیایند :)

دلم برای دختر های جوان و سرزنده ی جامعه ام می سوزد ...

برای همان زیبا روهای ساده و مهربان که خدا آنها را آفریده تا دنیا را قابل تحمل بکنند ...

 

 

 

اما انگار دغدغه ی اینها عوض شده ...

 دیگر در جوانی و نوجوانی ، دنبال خواندن کتاب های اصل و نسب دار و یافتن جواب قانع کننده برای سوال هایشان نیستند

می روند سراغ رمان های عجیب و غریبی که از ذهن بیمار یک آدم ( روبم نمی شود نویسنده صدایشان کنم ! ) نشات می گیرند ...

 

 


می نشینند دور هم ، یک آهنگ چرت و بی اساس پخش میکنند و زار زار با صدای خفه و بد خواننده گریه میکنند !

نه سراغ از اشعار سعدی می گیرند و نه بیت های ناب حافظ را دوره می کنند





می دانید ، جای اینکه کنار دوستانشان از چلچله ها و قناری ها و برگ های سبز حرف بزنند ، راجع به دوست پسر سمیرا و دوست اجتماعی نسرین بحث می کنند !

  و با تعداد خاستگاران مجازی شان چشم هم را در می آورند ....

 

 



به هر پسر بی شعور بی ادبی _که خالکوبی هایش سر به فلک کشیده و جز حرف رکیک چیز دیگری بلد نیست _ مرد زندگی می گویند و آرزویشان ، رسیدن به پسر هایی است که در رمان های آنلاین بی سر و ته می خوانند !!

 



با صدمه زدن به خودشان و سیاه کردن رنگ لباس هایشان ، حس میکنند مستقل شده اند و اسم هوس های ناگهانی شان را عشق سوزان می گذارند ...

 


 

شاید فراموش کرده اند هدف های اصلی دخترانه شان را ...

و یادشان رفته ، آنها ارزشمند ترین های دنیایند و خدا همه جا از آنها حمایت کرده ..

 

 



شاید کسی به آنها نگفته باید بخندند ، شاد باشند و دفاع از خودشان را بلد باشند ....

شاید جوانی مفهوم دیگری برایشان دارد ...




 

 اما آنها باید بدانند گوش هایشان باارزش تر از آن هستند که آوا های بی معنی پرشان کنند

و قلبشان جای آدم های کثیف نیست ...



" آنها اوج لطافت هستی و طرح لبخند دنیایند ... "



شاید فراموش کرده اند علاقه ها ، توان ها و استعدا هایشان را ....

قطعا ، دختران مهربانی که آرام می خندند و رنگ صورتی روی در و دیوار دنیا می کشند ،

بی دلیل سراغ این کار ها نمی روند و در چاه نمی افتند ...

و قطعا من و شما ، و تمام پدر ها و مادر ها و معلم ها مسئولیم تا یادشان دهیم آنها لایق زندگی مستقل و سراسر پیشرفت اند

 

 



" امیدوارم یاد بگیرند معنی واقعی زندگی ، عشق و امید را و در لغت نامه ی ذهنشان ، کلمات درست معنا شده باشند :) "






۲۷ دی ۹۷ ، ۲۲:۰۷ ۱۰ گپ خودمونی درسته ۸ نچ !! ۰
paradox
چهارشنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۷، ۱۰:۴۹ ب.ظ paradox
بیخیال !

بیخیال !

یک روز هایی نمیشود نگران بود ... فقط باید خندید و گفت : بیخیال ! 

+ اگه به عقب بر می گشتین ، چه کاری رو دیگه انجام نمی دادین ؟ 
۲۶ دی ۹۷ ، ۲۲:۴۹ ۱۱ گپ خودمونی درسته ۵ نچ !! ۰
paradox
سه شنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۷، ۰۹:۵۲ ب.ظ paradox
اشعاری که در خلأ سروده می شوند

اشعاری که در خلأ سروده می شوند

ناگهانی ، بدون تمرکز ، بدون دانشی درباره شعر  :


هر کجا رفتیم و برگشتیم سخن از عشق بود

حرف این‌ها ، حرف این و حرف آن از عشق بود



چپ برفتیم و به سمت راست رفتیم ما ولی

بازهم حرف دل این مردمان از عشق بود



دخترک با خنده بامن گفت در معشوق او

قد بلندی و صدای خوش جنان از عشق بود



آن طرف یک پسر خوش خنده با لبخند گفت 

دلبرش با موی مواجش مهان از عشق بود




کوله ام انداختم بر روی دوشم من ولی

با خود اندیشیدم آنجا، نشان از عشق بود ؟!؟!


۲۵ دی ۹۷ ، ۲۱:۵۲ ۷ گپ خودمونی درسته ۹ نچ !! ۰
paradox