تبعید شده بودم به زیر آب
فکر می کردند آنجا دیگر شورش به پا نمی کنم
فکر میکردند تک و تنها ، در غربت خودم می میرم
اما نه....
من دختری از جنس آب بودم


اعتراض های من با عوض شدن مکان زندگی ام تغییر نکرد
اتفاقا بیشتر شد
وقتی ، روی زمین ، به آدمهای بالاتر از خودم معترض شدم .... وقتی برخلاف میلشان جوابشان را دادم ... گوشه ی لباسم را گرفتند و پرتم کردند داخل زندان
اما زندان برایم بهتر بود 
چون آدم های همفکر خودم را آنجا یافتم
و باز اعتراض کردم
به انفرادی رفتم
زجر کشیدم ولی
باز هم پا پس نکشیدم


شکم گنده های کچل زورگو ، دور هم جمع شدند ، قهوه نوشیدندو پای برگه ی تبعید مرا امضا کردند...



یک شب ، بی خبر آمدند سراغم و مثل یک موش کثیف پرتم کردند بیرون ....
بعد مرا سمت ساحل بردند و با یک کپسول کوچک اکسیژن ، من را انداختند در عمقی که حتی یک غواص هم نتوانسته بود به آنجا شنا کند ...
اما من ،من بودم ...




صبر کردم و صبر کردم و صبر کردم
و آنجا ، در تاریک ترین بخش اقیانوس ، ماهی ها را برای دوستی برگزیدم ، راه تنفس زیر آب را از بر شدم و درست مثل یک ماهی شنا کردم
حالا ، تبدیل شده ام به دختر دریا ، کسی که شما بانام پری از من یاد می کنید ....



فقط این را بدانید من ، پری نیستم ، فقط یک انسان آبزیم...
انسانی که حالا ، اعتراض هایش را زیر آب می نویسد تا بالاخره یک روز آنها را از حلقوم آدمهای کثیف خودبرتربین بیرون بکشد