شهر که سیاهپوش می شود ،

پرچم یا حسین که همراه باد تکان می خورد ،

صدای مداحی محمود کریمی که از ایستگاه های صلواتی به گوش می رسد ...

وقتی ، زنجیر های سرد ، روی شانه های مردان سیاه پوش می نشینند و صدای طبل طنین انداز می شود ،

آن گاه که زنها ، سینه می زنند و مرد ها بلند فریاد می زنند : یا حسین ...

وقتی که بوی اسپند و زمزمه ی صلوات و داغی چای حس می شود ...

آن گاه که حضرت عباس (علیه السلام) به سمت فرات می رود ...

وقتی ، مشک ، سوراخ می شود ...

آن زمان که صدای هق هق در گوش حسینیه می پیچد ...

آن گاه که صدای ناله ها بلند می شود ...

دل من غرق در آه و ناله زمزمه می کند : 

ای اهـل حـرم سـر به بیابان بگذارید         دیگر به حـرم حضرت عباس ندارید

*** 
این پست رو حتما بخونید :