دست هایت را به من بده
بگذار امواجت ، قلب زنگ زده ام را دوباره به کار بیندازند 



دریا ! قایقم را تکان بده
کودکی هایم را برایم به تصویر بکش
بگذار در گهواره ی قایق ، با دستان تو ، و صدای لالایی خورشید  ، زیر تاریکی غروب  ، چشم هایم را ببندم و باران ، موهایم را شانه کند ...


و من خواب ببینم  که در دل تو ، یک ماه نشسته است و آسمان ، انعکاس تصویر توست ...


***

+ یه متن قشنگ از یه کتاب ؟ :)