گر دلتان می خواهد نقاب روی صورت عزیز ترین و نزدیک ترین آدمهای اطرافتان را بکنید و روی واقعی شان را ببینید 

با یک حرف یا یک کار عصبانی شان کنید

بعد که دریای آرامشان به دریایی پر تلاطم تبدیل شد ، یک گوشه بدون حرف بنشینید ... یک ورق کاغذ بردارید و با خودکار حرفهایشان را روی برگه بنویسید ...

بعد با خیالی آسوده یک لیوان آب به آنها تعارف کنید و صبر کنید تا نقاب دوباره در جای خودش قرار بگیرد ...

به حرف های بعدشان که می گویند : اعصاب نمی ذاری واسه آدم که ....

....

برای خوندن ادامه ی این متن اینجا کلیک کنید !!!!!