نایاب دانلود

دلنوشته ....

یا ابا عبدالله الحسین

دلنوشته ....

یا ابا عبدالله الحسین

دلنوشته ....

و محرم از راه می رسد ....

کدام را می خواهید؟
نتیجه ی نوشتن
آخرین حرف های شما
آنکه مینویسد

فقط یک روز دیگر باقی است!

جمعه, ۶ مهر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۰ ق.ظ


روزی ، یک دوستی ، کنارم نشست و بعد از چند دقیقه سکوت ، همانطور که به روبه رو خیره بود گفت : اگه فقط یک روز دیگه از زندگیت باقی مونده باشه ، چیکار میکنی؟


و از آن روز به بعد ، ذهن من درگیر شد .... درگیر مسئله ی عمر ... درگیر زندگی ... درگیر مرگ ...


حالا روزهای زیادی از آن تاریخ  می گذرد و من یک روز را هم بدون فکر کردن به این موضوع نگذراندم ... یک روز را هم بدون نوشتن ده ها جمله برای پاسح به آن سوال سپری نکردم ...

 

و همچنان در جستجوی پاسخم ...

و تا الان به این نتایج رسیده ام :

 در آن روز :

عبادت خدا را از یاد نمی برم 

هرروز و هرشب به همه ی دوستانم و خانواده ام میگویم که دوستشان دارم

 غر نمی زنم

هر کمکی که از دستم بر بیاید ، برای دیگران انجام می دهم ...

تمام سرمایه ام را خرج مورد علاقه هایم و کمک به نیازمندان می کنم 

تمام کتاب هایم را دوباره میخوانم 

بی مهابا و بدون ترس از سرگذشتم می نویسم

می خندم 

و ...

نمی دانم این یک روز کی از راه می رسد برای همین تصمیم گرفته ام هر روزم را این طور سپری کنم ...


***


اگه این جمله رو به شما بگن ، چیکار میکنین؟ 

خوشحال میشم حرفاتونو بشنوم :)



حرف های شما (۹)

  • نـــای دل
  • اکثرا جوابشون میگن میریم عبادت میکنیم..
    در حالیکه قبلا نماز و...نمیخونده حالا یاد عبادت افتاده...
    من میگم :
    بله دقیقا...
    واسه ی همین توی متنم گفتم از اونجا که ما نمی دونیم اون روز کیه باید تمام روزا رو اینجوری بگذرونیم ...
    خیلی ممنونم ازتون بابت این نظر مفید و قابل تامل 
    سوال غلط و مصطلحی شده 

    گاهی اوقات فکر کردن به آینده و اتفاقات تمام زمان حال و عمر رو می گیره
    من میگم :
    سلام ...
    بله حق با شماست ...
    اما به نظر من ، اینکه آدم هرروز جوری زندگی کنه که انگار روز آخر عمرشه ، هم از زندگیش نتیجه ی درست و کاملی میگیره هم دیگه از مرگ نمی ترسه ...
    و این  بهترین استفاده از زمان حاله ...
    خیلی خیلی ازتون بابت این نظر درست و قابل تامل ممنونم 
    سلام
    این موضوع سه بار در موردش انشاء نوشتم،یکبار ابتدایی،یکبار راهنمایی،یکبار هم متن ادبی دبیرستان...خوب هر بار هم دوست داشتم،کارهای انجام ندادم انجام ندادم بدم..الان هم کتاب های دستم امانت هست بایستی برگردونم...حلالیت ازهمه اون های درحق شون بدی کردم یا درحق بدی کردند وهمه اون های درحقم خوبی کردند...نکته جالب هر بار نوشتم والان هم باز دوست دارم انجام بدم،برم یه جای سر سبز زیبا و تنها تنها فقط فقط با خداوند حرف بزنم...
    تشکر
    من میگم :
    سلام
    جالبه .... 
    چقدر خوب ... 
    آخ که چقدر این مورد آخر دلنشینه ... تنها ، دور از آدما ، با خدا ....
    خییلی خیییلی ازتون ممنونم بابت این حضور گرم و مفید ...
    در پناه حق :)
    چند شب پیش یه خواب دیدم که یه جنازه روی شونه های چند نفر بود منم دنبال جنازه راه افتادم و مدام میگفتم منم دوست دارم بیام فقط تنها جمله ای که می گفتم این بود خدایا منو ببخش 

    الان هم میگم خدایا منو ببخش
    من میگم :
    ان شاالله که خیره .....
    خدا همه مونو ببخشه ...
    ممنونم از نظرتون :)
  • خانم معلم
  • تو شرایط مختلف متفاوت عمل می  کنم ولی قطعا یه بخشیش رو می زارم پیش مامانم و بابام باشم برم ازشون حلالیت بگیرم جون خیلی حس می کنم به گردنم حق دارن 
    و اگر اون لحظه امروز باشه یه ساعت هم می رم تو کلاسم درس می دم یه مقداریش هم با کتاب خوندن سپری می کنم  ولی آینده باشه خبر ندارم چه کار می کنم 
    من میگم :
    خوبه .... واقعا طلب حلالیت از پدر و مادر خیلی مهمه .... 
    :)
    :)
    ممنونم از حضور مفیدتون .... :)
  • جناب منزوی
  • کُنْ لِدُنْیاکَ کَأَنَّکَ تَعیشُ اَبَداً وَ کُنْ لِاخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَموتُ غَداً .  برای دنیایت چنان باش که گویی جاویدان خواهی ماند و برای آخرتت چنان باش که گویی فردا می میری.
    (گفته شده این حدیث از حضرت مجتبی ست)
    بنظرم منظور ایشون با مردم خوش رفتار باشیم و همون که شما گفتید (عبادت) انجام بدیم و برای فردا و آینده (حتی برای هزاران سال بعد) برنامه ریزی داشته باشیم
    من میگم :
    چه حدیث قشنگی .... ممنونم ازتون ...
    بله .... خوش رفتاری و عبادت خیلی مهمن.... ان شالله که بتونیم ...
    خیییلیییی متشکرم ازتون بابت این نظر مفید 
  • میــ๛ آنـہ
  • بعدم به مزرعه ی بلالم سرمی زدم وهمه ی دوستان وبلاگیم رُ جمع میکردم و بهشون یه بلال با یه نقاشی از تصوراتم درباره اونا بهشون می دادم
    من میگم :
    چه باحاله این کار!
    :)
  • میــ๛ آنـہ
  • قسمت طنز ونه چندان غیرواقعی:
    همه ی نمازهایی که نخوانده بودم میخواندم
    من میگم :
    خوبه ...
    پس کاش هر روز نمازامونو بخونیم تا مجبور نشیم روز آخری که معلوم نیست کیه ، بخونیمشون ...
    :)
    ممنونم از جوابتون :)
  • پرتو کیانی
  • خیلییی جالبه...
    وجای تامل داره...!

    اگه به من اینو بگن هم دقیییقا همین کار هارو میکنم+سعی میکنم واجباتمو بیش از پیش رعایت کنم...
    اگر احیانا نماز قضایی چیزی دارم تماام سعیمو میکنم که بخونمشون،وصیت نامه ی کوتاهی مینویسم که حرفامو به خانواده م بزنم،سعی میکنم که از نظر ذهنی به خانواده م آمادگی بدم:)))

    خیییلی ممنون بابت اینکه با این موضوع مارو به چالش کشیدین:)موضوع خیلی جالبیه...!     :)))))))))
    من میگم :
    بله .... خیلی .....

    خوبه .... پس چقدر خوبه که هرروز نمازامونو بخونیم و واجباتمونو رعایت کنیم وخودمونو واسه اومدن او یه روز آماده کنیم ... :)
    اینم کار جالبیه ... حرف زدن با خانواده :)

    خواهش میکنم ... خوشحالم که مفید بوده ... منم از شما بابت نظرای پربارتون خیلی خیلی ممنونم :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">