من یک سری ترس دارم که کمی عجیب و غریب اند



مثلا من اگر یک شب ، از کوچه ی خلوتی که شدیدا تاریک است رد شوم ، و در 

انتهای کوچه که اندک نوری دیده می شود ، سایه ی یک نفر را که با چاقو ، 

شخص دیگری را می کُشد ، ببینم ، بعد ، شخص قاتل سر بلند کند و چشم در 

چشمم شود  همانجا سکته می کنم و الیه راجع!



یک ترس دیگر هم دارم  ، آب!


همیشه از اینکه شب ، در تاریکی ، داخل آب دریا بیفتم و تک و تنها ، وسط آب ، دست و پا بزنم وحشت دارم! وحشت!!!


لینک : معنی واژه بط


یکی دیگر از ترس هایم هم پله است! 

کلا از تند طی کردن پله ها می ترسم ...

همیشه هم با چشم های کاملا باز ، یکی یکی پله ها را طی میکنم ...

 و بی توجه به خنده ی دوستم که سه تا سه تا پله ها را بالا می رود ، به مسیرم ادامه می دهم :)


لینک : مردمک!


خلاصه بگویم ، من هم مثل همه ، ترس هایی دارم که عجیب و غریب اند ....

هیچوقت هم دوست ندارم با آنها برخورد کنم تا از بین بروند ....

به نظر من ، آدم ، با ترس های عجیب و غریبش است که آدم نام گرفته است !!!


****


شما چه ترسای عجیب غریبی دارین ؟ :)