نوشتن پر از حس است ...

پر از لبخند ، پر از گریه ، پر از کلافگی است ...


نوشتن ، نیاز به نویسنده ندارد ، نیاز به یک انسان از جنس احساس دارد ...

 

نوشتن، جنسیت سرش نمی شود .... پولدار و فقیر سرش نمی شود ... سن و سال ، سرش نمی شود ....

می دانی ، نوشتن یک عشق است ... وقتی قلم به دست میگیری ، وقتی کاغذت را پر می کنی از واژه ها ، فقط تو می مانی و تو ...


نوشتن ، تو را به تو باز میگرداند ،  و آنگاه است که میفهمی ، نوشتن ، جان دارد، روح دارد ، نفس می کشد ...


نوشتن به استعدادت کاری ندارد ، به کلاس هایی که رفته ای کاری ندارد ، فقط با توی درون تو  کار دارد ... با توی پنهان درونت کار دارد ....

 

نوشتن را که تمرین کنی  ، دیگر از کنار صدای بازی چند کودک خردسال بی توجه  نمی گذری ، دیگر در طبیعت ، موسیقی گوش نمیدهی ، دیگر به خاطر گرما و سرما غر نمی زنی ...

 

راستش را بخواهی ، نوشتن آدم را انسان بار می آورد ... ومثل یک مادر ، بزرگ می کند ...

 

نوشتن را که دوست داشته باشی ، دیگر برای پول درآوردن نمی نویسی ... برای شهرت ، نمی نویسی....بلکه برای خودت ، می نویسی ...

 

دنیای آدمهایی که با قلم و کاغذ دوست شده اند ، خیلی  زیباست ... 

اگر می نویسی ، چه با دکمه های کیبورد، چه با خودکار ، قدر خودت را بدان ، دنیا به تو افتخار می کند 

 

(قدرخودت را بدان دوست با احساس من :) )