در این چندین سالی که از خدا عمر گرفته ام ، گاه و بیگاه ، از آدمهای اطرافم ، از نویسنده ها و هنرمند ها و .... شنیده ام که می‌گویند : ما تلویزیون و اخبار نمی بینیم .


و هرگاه دلیلش را از آنها پرسیده ام ، در جوابم گفته اند : چون تلویزیون بی معنی است و اخبارش هم همیشه از جنگ و مرگ و کشتن حرف می زند و حالمان را بد میکند .





جوابشان تا به امروز نه تنها قانعم نکرده ، بلکه سوالات متعددی هم برایم پدید آورده 
از خود می پرسم مگر شاد بودن و حال خوب ، با ندیدن و نشنیدن و نخواندن اخبار پدید می آید ؟




آدمی که خود را از جامعه اش ، جهانش و آدمهای اطرافش بیرون کشیده و حتی حاضر نیست  مطالب مربوط به اوضاع داخلی کشورش  ، در هر زمینه ای ، را بخواند و ببیند ، چطور میتواند زندگی کند ؟



آیا قهر با خبر ها ، آشتی با شادی هاست ؟ 



من که فکر میکنم این کار درست نیست .بالاخره ماهم آدم هستیم و‌موجودی اجتماعی .


 اگر قرار باشد در لاک خودمان فرو برویم و خبر های تلخ دنیا را نشنویم ، پس چطور می‌توانیم موثر واقع شویم و روح انسانی مان را به پرواز در آوریم ؟




قبول دارم که این روز ها ،  اتفاقات بدی در دنیا می افتند .‌‌
زلزله می آید ، جنگ می شود​ ، اوضاع داخلی بهم میریزد و هزار هزار معضل دیگر پدید می آید

 ولی راه حلش ، بستن چشم ها به رویشان نیست ‌بلکه تلاش برای بهبودشان است .





چون من اگر در روزنامه ، خبر مربوط به زلزله‌ را نخوانم ، نه حال زلزله زدگان خوب می‌شود و نه خانه هایشان ترمیم . و فقط من شاد می مانم و در خانه ی گرمم ، به هنرم می پردازم!





ولی اگر آن خبر را دنبال کنم ، از حساب بانکی ام ، پول بر می دارم و به آنها می دهم و  هم آنها شاد می شوند ، هم من . و بعد من به کار هنری ام می پردازم و آنها به خنده هایشان ادامه می دهند .






و خلاصه اینکه اگر قرار باشد  همه آدمها بیخیال دنیا، به کار خودشان بپردازند و برای روحیه ی خودشان ، از اتفاقات دنیا فاصله بگیرند ، 



مظلوم ها همچنان مورد ظلم قرار می گیرند ، آواره ها همچنان آواره می مانند و تهی دستان همچنان تهی دست .... 





راستش را بخواهید ، این فقط یک نظربود . دوست دارم حرف های شمارا هم راجع به این موضوع بشنوم و به یک نتیجه ی درست برسم :)