آنقدر می نویسم تا دنیا قبول کند نویسنده ام :)

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آرزو» ثبت شده است

سه شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۱۴ ب.ظ paradox
برای آرزوهایم دست تکان دادم :)

برای آرزوهایم دست تکان دادم :)

در اتوبوس ، پا به پای حرف هایش شدم ...
 از بالای پل ، به غروب خورشید که از لای لکه های روی شیشه نمایان بود ، نگاه کردم ...
و او حرف زد و‌حرف زد و‌حرف زد ...
 از اعتقادش به عشق ، از آرزو هایش ، از اینکه دوست دارد یک ماشین گران قیمت بخرد حرف زد ...
و من با یک لبخند تنها آرزوهایم را برایش زمزمه کردم و بی توجه به هیاهوها ، خوابیدم ....

++++

به نظرتون آرزوش چی بوده ؟؟؟ :)

۲۰ آذر ۹۷ ، ۲۳:۱۴ ۰ گپ خودمونی درسته ۱ نچ !! ۰
paradox
جمعه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۴۸ ب.ظ paradox
دنبال آرزوهات برو

دنبال آرزوهات برو

دنبال آرزوهات برو


بی نهایت تلاش کن

خسته شو ، زمین بخور ، عرق بریز اما کم نیار


بزار همه ی دنیا با تعجب نگات کنن


بزار بگن : این یارو دیوونه ستا!

تو باید بری


تو باید تلاش کنی


اما 

حواستو توی مسیرت جمع کن


خوبِ خوبم جمع کن ... از زیبایی ها و تلخی هاش لذت ببر و درس بگیر

با عشق و امید سمت آرزوهات بدو


تو میتونی قهرمان زندگی خودت باشی

چون یه انسانی


و توانایی هررررر کاری رو داری

امیدوارم به تموووم آرزوهات برسی...


زندگیت ، نوش جونت! :)




۱۹ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۴۸ ۵ گپ خودمونی درسته ۴ نچ !! ۰
paradox