دلنوشته ....

یا ابا عبدالله الحسین

دلنوشته ....

یا ابا عبدالله الحسین

دلنوشته ....

و محرم از راه می رسد ....

کدام را می خواهید؟
نتیجه ی نوشتن
آخرین حرف های شما
آنکه مینویسد

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دلنوشته خیالی» ثبت شده است

بیا امروز به دنیای خیالی مان سفر کنیم

آنجا که همه چیز راحت به دست می آید و همه چیز زیباست ... 


بیا امروز برویم به فصل زمستان ...

 فصلی که در آن ، درخت ها ، بی توجه به برگهایی که فصل قبل ، گذر زمان آنها را برد ، کنار هم خوابیده اند و خواب بهار می بینند ...

 بعد ، روی ایوان خانه ای که دیوار های کاهگلی دارد ، بنشینیم  ..


فنجانی برداریم و برای خود ، کمی چای دارچینی بریزیم و با لبخند به بخاری که از آن بیرون می آید و دست در دست هوا ، پنهان می شود ، نگاه کنیم ...


سپس ، روی صندلی چوبی بنشینیم و به دانه های سفیدی نگاه کنیم که از آسمان ، آرام آرام سمت زمین می آیند و آرام تر ، گونه ی درختان را می بوسند و کنار دوستانشان می نشینند ...


بیا نفس عمیقی بکشیم و به بخاری که از دهانمان بیرون می آید نگاه کنیم و باز لبخند بزنیم ...


راستی ! چای را یادتان نرود ها ! ... زود تر بنوشیدش که یخ میکند !!

...

..

..

.


  • paradox