دلنوشته ....

یا ابا عبدالله الحسین

دلنوشته ....

یا ابا عبدالله الحسین

دلنوشته ....

و محرم از راه می رسد ....

کدام را می خواهید؟
نتیجه ی نوشتن
آخرین حرف های شما
آنکه مینویسد

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وب سایت مرجع» ثبت شده است

دلتنگم ...

مثل کویری که ساعت هاست ، چشمش خیره به آسمان است تا شاید یک قطره ، دلش برای او تنگ شود و در آغوشش بگیرد ...

مثل مترسکی که چشم به راه یک دوست _ فقط یک آدم کاهی، از جنس انسان _ است تا برای چند ساعت هم شده گرمای طاقت فرسای مزرعه را از یاد ببرد ...

دلم تنگ است ... خیلی ...

مثل جوانه ای که زیر خاک ، مرگ را زندگی می کند و منتظر یک قطره آب است تا به او بگوید : تا من زنده ام ، نباید بمیری!

دلم تنگ است... خیلی خیلی تنگ است ...

مثل پسر فال فروشی که چشمش  روی چراغ سبز خیابان مانده و دلش می خواهد زود تر قرمز شود ... این پسر هم مثل من اکثر قوانین دنیا را از یاد برده است ... چون برای او _ مثل خیلی از انسان های دیگر _ رنگ سبز علامت خوبی نیست ...

دلم خیلی تنگ است ...

مثل پیر مردی که ...

اههههه ... ولش کن این مثال ها را ... بگذار برایت خلاصه تر بگویم ...

 ....

برای خوندن ادامه ی این متن غمگین _ عاشقانه اینجا کلیک کنید!!!!

  • paradox

تا حالا نعمتاتونو شمردین؟

تا حالا فکر کردین ، چند تا نعمت از طرف خدا دارین ؟

من فکر کردم

به اینکه چشم دارم .چون اگه نداشتم ، چطور می تونستم فیلم رو با تموم جزئیاتش ببینم ، چطور می تونستم بفهمم آسمون چه رنگیه ، چطور می تونستم بفهمم چه شکلی ام یا ...

به این فکر کردم که خدا به من لذت نوشتنو هدیه داده . اگه این حس نبود ، الان نه سایتی بود ، نه وبلاگی ، نه دفتری ....

اگه این هدیه رو نداشتم ، نمی دونستم چطور می تونم غما و شادیامو تخلیه کنم ...

به این فکر کردم که من خانواده دارم ...

...

برای خوندن ادامه ی این متن باحال و انرژی مثبتی ! اینجا کلیک کنید دیگه!

  • paradox

بیچاره که سنگ

به یک گل دل بست

گل ریشه دواند

دل سنگ هم بشکست....

****

برای خوندن ادامه ی این جمله های کمر شکن! اینجا کلیک کنید!

  • paradox

وای بر من

وای بر من

پنجره های شهر من تاریک اند

همه کس بی حرف و

همه کس بی خبرند

نه کسی شمع و چراغی دارد

و نه نوری

و نه روحی ...

برای خوندن ادامه ی این متن و شعر زیبا درباره شب و مردم اینجا کلیک کنید!

  • paradox